پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
116
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
نمىتوان پوشيد و بعدا آن را به مستخدمان مىبخشند . بدين نحو با وجودى كه لباس مردان نخى است ، ولى به علت تعويض دائمى آن ، قيمتش كمتر از ابريشمى درنمىآيد . اين لباس را شاه فعلى مرسوم كرده و به نظر من علت اين است كه او مىخواهد ابريشم در مملكت زياد مصرف نشود و اين متاع كه پول فراوانى عايد خزانه مىكند ، تا حد امكان بيشتر صادر شود . جنس قماشها از كتان نيست ، زيرا در اينجا پيدا نمىشود ؛ بلكه پنبهاى است و غالبا از هند مىآيد . براى پيراهن نيز از پارچههايى استفاده مىشود كه در آن نخ و ابريشم هر دو به كار رفته و بافت آن شطرنجى است . اين پارچه به اندازهاى لطيف است كه يك پيراهن كامل را مىتوان در كف دست پنهان كرد و بهعلاوه براى زمستان نيز بسيار مناسب است ؛ زيرا پنبه خود به خود گرم است و احتياجى به گرم كردن پيراهن نيست و در تابستان نيز ابريشم باعث خنكى پارچه مىشود ؛ ولى با تمام اين تفاصيل ، من به خنكى آن پارچههاى كتانى خودمان در اروپا كه اكنون متأسفانه فاقد آن هستم ، حسرت مىخورم . ضمنا در اينجا از نخ پنبهاى ظريف و ابريشم پارچهاى مىبافند كه شبيه اطلس است و براى منظورهاى مختلفى از آن استفاده مىشود . حتى از اين پارچه بالاپوش هم مىدوزند ، منتهى بيشتر سوداگران و اصناف آن را به تن مىكنند و از رنگ براق آن مشخص مىشوند و نجيبزادگان كمتر از آن استفاده مىكنند . حالا كه وارد اين مبحث شدهام ، اجازه مىخواهم بيشتر به تشريح وضع البسه بپردازم ، زيرا متأسفانه ديگر نقاش با من نيست كه تصوير آنها را بكشد تا به ايتاليا بفرستم . لباس ايرانىها با تركها اختلاف دارد ، يعنى سادهتر و يقهء آن گشودهتر است . جليقه كه فقط زمستان آن را بر روى پيراهن مىپوشند و چون كوتاه است معمولا ديده نمىشود ، معمولا از نخ پنبهاى بافته شده و غالبا رنگين و داراى نقش و نگار مختلف است و از داخل هم مختصرى آن را پنبهدوزى كردهاند . بالاپوش لباس نسبتا بلندى است كه در تابستان زير آن جليقه به تن نمىكنند . قسمت بالاى اين لباس چسبان و كمر آن تنگ است و دو يقهء آن روى يكديگر قرار مىگيرند . لبهء چپ لباس روى لبهء راست واقع مىشود و در چهار محل با بند گره مىخورد . آستين لباس باريك و بلند و مچ آن چيندار و فاقد دگمه و سرآستين و شكاف است . از كمربند به پايين بالاپوش فراخ مىشود و تا وسط ساق پا ادامه پيدا مىكند ، ولى در عين حال پنبهدوزى داخل آن باعث مىشود صاف بايستد . جنس اين لباس از نوع قماش هندى است و يك رنگ بيشتر در آن به كار نمىرود ؛ منتهى هرچه بيشتر غيرعادى و زننده باشد بيشتر طرف توجه است و موقعى كه نو است به اطلس